تبليغاتX
نهج البلاغه

نهج البلاغه

نگاهی گذرا به بحث ولایت فقیه

نگاهی گذرا به بحث ولایت فقیه 3

اعوذبالله من الشیطان ارجیم

المنفقون والمنفقت بعضهم من بعضیامرون بالمنکروینهون عن المعروف ویقبضون ایدیهم نسوالله فنسیهم ان المنفقین هم الفسقون(67)....ولعنهم الله ولهم عذاب مقیم(68)

مردان وزنان منافق متفق باهمدیگر وطرفدار یکدیگرند دست از نیکی کشیده ومردم رابه کار بدوا می دارند.واز کار نیکو منع می کنندوچون خدارا فراموش کردند خدا آنها رافراموش کرد که درحقیقت بدترین زشتکاران عالم همان منافقانند(67)...وخداآنها رالعن کرده وبه عذاب ابد می افکند(68)

 

پیش فرضهای نظریه مهم ولایت فقیه

 

این مساله مهم نظریه ای در فلسفه سیاست از دیدگاه اسلام است.هر نظریه ای قطعا مبتنی بریک سلسله اصول وپیش فرض هایی بناشده است که درآن بحث برای شخصی که این نظریه رامعتبر می داند پذیرفته شده است.قاعدتا بحثی مفصل درباره اصول ولایت فقیه وبرتری آن برسایر نظریه های فلسفه سیاست به اثبات می رساند.خوب طبعا می بینید که احتیاج به مباحث پیچیده ورجوع به کتوب حجیمی از استادان وبزرگان این بحث است که در پست گذرا می گذریم.

این مباحث برای دو دسته از دوستان وبزرگواران مفیدوکافیست.

1-      دوستان ولایت مداری که قلبا می دانند که در زیر پرچم چه کسی هستند وفقط به زبان نمی توانند بیان کنند حقانیت خود راو

2-      دوستانی که در این قضایا وابعاد گسترده تبلیغات کفار ومنافقین برایشان بعضی از مسائل ایجاد تردید کرده است.

قطعا با شناخت ولایت.ولی معلوم شده و معیار حق معلوم می گردد وفتنه (ممزوج حق وباطل) از بین می رود.

ضرورت حکومت :

اولین اصل حکومت واصل ضرورت حکومت برجامعه درتمام مکاتب ونظریه های سیاسی معتبراست تنها مخالفان آن آنارشیسم است که براین اعتقاد هستند که بشر می تواند زندگی خودرابا اصول اخلاقی اداره کندواحتیاجی به دستگاه حکومت نداردویا به این اصل اعتقاددارند که حکومت چنان رفتار کند که به این اصل منتهی شودولی سایر مکاتب فلسفی فرض راغیرواقع بینانه می دانندودر عمل قرنها تجربه نشان داده عده ای در جامعه بشری ملتزم به اصول نمی شوند ودست قدرتی باید بالای سر آنها باشد.

عدم مشروعیت ذاتی یک فردیا گروه خاص برای حکومت :

دریک تعریف ساده حکومت رابیان می کنیم(دستگاهی که بررفتارهای اجتماعی یک جامعه اشراف دارد وسعی می کند آنهارادر مسیر خاصی جهت داده وهدایت نماید)این اعمال حاکمیت می تواند به روش های مسالمت آمیزویابااستفاده از قوه قهریه باشد.یعنی آنهاراباتوسل به دستگاههای انتظامی یانظامی مجبوربه پذیرفتن مقررات وانجام آن رفتارخاص می کنند.تعریف فوق هم شامل حکومتهای مشروع وهم حکومتهای نامشروع میشود.

سئوال:ملاک یابه عبارتی شرط مشروعیت یک حکومت چیست؟

         آیا فردیا گروهی ذاتا وبه خودی خود مشروعیت دارند؟

         آیا حکومت امری است عرضی واز ناحیه کس دیگری باید به آنها اعطا گردد؟

جواب: فیلسوفان ومکتب های فلسفه سیاسی اینگونه درنظر گرفتند که اگر کسی قدرت فیزیکی وبدنی بیشتر وبرتی دارد یااز نظرفکری وذهنی برتر وباهوش تر از دیگران است یااز نژاد برتری است.یادارای ثروت است چنین فردی خودبخود وذاتا برای حکومت متغین است .اما مبانی نظریه سیاسی ولایت فقیه مخالف این گرایش است.این نظریه براین پیش فرض مبتنی است که حق حاکمیت ذاتی هیچ فردی نیست وخوربخود برای هیچ کس تعیین نداردیعنی نسبت به هیچ فردی این گونه نیست که وقتی از پدرومادر متولد میشود خودبخود دارای یک حق قانوی برای حکومت کردن باشدوحق حاکمیت میراثی نیست که از پدر ومادر به او منتقل شود.بلکه مشروعیت حاکم وحکومت بایدازجای دیگرومنبع دیگری ناشی شود.اکثرفیلسوفان ونظریه پردازان فلسفه سیاست این اصل راهم مانند اصل پیشین پذیرفته اندوغالب مکتب های فکری این حوزه وازجمله مکاتب طرفدار دموکراسی باما هم رایند که حق حاکمیت وحکومت ارث هیچ فردی نیست وذاتا برای هیچ کس تعیین نشده است.

بنابراین باپذیرفتن دو اصل فوقتا اینجا مااز دودسته ازمکاتب فلسفه سیاست راکنارزدیم.ابتدا آنارشیسم.وبعد هم مکاتب ونظریه پردازانی که چنیم گرایشات وتفکراتی دارندکه افرادیاگروههایی بطورذاتی وخودبخو برای حکومت مشروعیت دارندوبر سایرین ذاتا مقدم اند(نظام سلطنتی)

3-خداتنها منبع ذاتی مشروعیت :

بدنبال بحث فوق این بحث مطرح می شودکه چه کسی قدرت قانونی ومشروعیت رابه حاکم وحکومت می بخشد؟ازاینجاست که نظریه ولایت فقیه وفلسفه سیاسی اسلام ازبسیاری مکاتب دیگر وبخصوص از نظریات رایج فعلی دراین زمینه جدامی شودوباآنها تفاوت پیدامی کند.براین اصل مهم که فلسفه سیاسی اسلام است وهمه مسلمانان برآن توافق دارندوشاید بسیاری ازاصحاب شریعتهای الهی دیگر غیراز اسلام هم آن راقبول داشته باشندکه حق حاکمیت وحکومت وامر ونهی کردن اصالتا ازآن خدای متعال است.البته بایدتوجه داشت که حکومت کردن به معنای خاصش واین که کسی مباشرت درکارهاداشته باشد وامور رامستقیما انجام دهداختصاص به انسان دارد.وبه این معنا برخداوند متعال صدق نمی کنداما به معنای وسیع حاکمیت از آن خدایی است که این جهان راآفریده است.

واما مالکیت حقیقی ناشی ازیک نوع رابطه تکوینی است که درآن هستی مملوک ناشی وبرگرفته از هستی ووجود مالک است درچنین مالکیتی (حقیقی)قرارداد نکرده اند که مملوک از آن مالک باشدبلکه مملوک حقیقتا وتکوینا متعلق به مالک است وتمام هستی خودوام داراوست باچنین نگرشی همه انسانها ازاین جهت که آفریده خداهستند مملوک اویند ونه تنها هیچ انسانی حق هیچ گونه تصرفی و هیچ شانی از شئون انسانهای دیگر رانداردبلکه هر فرد ذاتا حق هر گونه تصرفی درخود رانیز ندارد زیراتصرف در ملک غیر است.وهیچ انسانی حق خودکشی.قطع عضو وصدمه به خود راندارد زیرا وجود وهستی او از آن خودش نیست.این پیش فرض در بسیاری از فرهنگها ومکاتب دیگرپذیرفته نیست ولااقل این است که هرانسانی اختیارخود را دارد.بنابراین از آنجا که لازمه حکومت تصرف درجان ومال مردم واختیارات وحقوق افراداست.معلوم میشود براساس نظر اسلام هیچ انسانی صرف نظر از اختیاری که خدابه او داده است حق حکومت و هیچ گونه تصرفی در انسانهای دیگر که ملک خداهستندندارد به هرحال اینکه بی اذن خدای متعال نمی توان در بندگان اوتصرف کردیک اصل اساسی درتفکر اسلامی است.

باپذیرفتن اصل بالا نیز فلسفه سیاسی اسلام (نظریه ولایت فقیه)باسایر نظریات ومکاتب موجود حکومتی سیاسی تفاوت اساسی پیدامی کند.از این جاست که قائلین به مشروعیت حکومت نخبگان .فیلسوفان وحکیمان.اشراف وثروتمندان ویا آنهایی که پیروزی درجنگوسلطه راازراه قهر وغلبه مشروع می دانندوحتی نظریه دموکراسی (باتبیین هاوروش های مختلفش)همه وهمه مسیرشان ازتفکر اسلامی جدامی شود.مثلا نظریه دموکراسی این است که حکومت اصالتا مال مردم وحق آنهاست ورای مردم است که به شخص حاکم وحکومت اومشروعیت می بخشد.واعتبار قانونی به اعمال قدت ازجانب اومی دهد.لذا همانطور که تک تک افراد هیچ کدام ذاتا واصالتا حق حاکمیت ندارند.جمع مردم وجامعه نیز ذاتا واصالتا از چنین حقی برخوردار نیست چراکه تمام هستی ومتعلقاتشان مال خداست وهمگی مملوک وملک حقیقی خداوند متعال است.وتمام رفتارها باید طبق امر ونهی مالک حقیقی باشد.

سئوال:آیا اسلام با دموکراسی مخالف است؟

         آیا اسلام بانظرات عموم مردم مخالف است؟

         آیا اسلام دین زور وتحمیل است؟

جواب:اسلام دین زور وتحمیل نیست وهرکسی درفکر وعقیده وحریم خصوصی خود آزاد است تا جایی که انسانها باید از تحقیق و علم به خداوند متعال واسلام رو بیاورند نه صرف اینکه از پدر ومادر خود انتقال پیداکند.!!!

نکته دوم این که آیا خداوند متعال وقتی نوح را پیامبر قومش قراردادبا آنها مشورت کرد؟؟؟یا وقتی موسی را برگزید با بنی اسرائیل شوری گرفت؟؟؟ ویا ابراهیم و مسیح ودر آخر پیامبر اکرم(ص)؟؟؟

این مسئله که مالکیت از آن خداست تقریبا مورد قبول تمام ادیان الهی است.

 

درحاشیه این بحث به مطلبی مهم نیز اشاره کنیم وآن این است که خداوند متعال براساس آن حق ذاتی واصیل خود برای حاکمیت در مرتبه نازلتر چنین حقی را به رسول اکرم(ص)وبه اولی الامر(امامان معصوم)داده است.

«واطیعوالله ورسول واولوالامرمنکم»

البته در صدر اسلام نیزعده ای برای جانشینی حضرت رسول امر خدا ورسول را کنار گذارده و رای گیری کردند و تصمیم خود مقدم شمردند.

براساس اسلام حق حاکمیت وتعیین حاکم ذاتا واصالتا ازآن خداوند متعال ودر مرتبه پایین تر ازآن پیامبر وامامان معصوم است.

عدم جدایی دین از سیاست :

یکی از مهم ترین پیش فرض ها عدم جدایی دین از سیاست است که بحثی مفصل است و ما اجمالا از آن می گذریم.

سکولاریزم: به این معنا که دین وسیاست دوحوزه جداازهم هستندوقلمروهرکدام بادیگری فرق می کند.وهیچ کدام از آنها نباید درامور دیگری دخالت کند.

برای آنها که با تعابیر فنی آشناهستند کاملا روشن است که مفاهیم ارزشی دارای(بایدهاونبایدها)ومفاهیم معرفت شناسی دارای (هست ها ونیست ها) می باشند.!؟!

ظهورسکولاریسم:درواقع به قرون وسطی که پاپها وکلیساها فشارزیادی به مردم وارد می کردندبرمی گردد.آنها دادگاه تفتیش عقائد (انگیزاسیون)داشتند.از جمله دادگاهای معرف آن محاکمه گالیله به جرم ادعای گردبودن زمین زبانزدخاص وعام است.وموجب حرکتهایی بر علیه پاپ وکلیسا شد.افرادی نظیر مارتین لوتر(بنیان گذارپروتستان)در پی ایجاد اصلاحاتی در تعالیم مسیحیت بودمجموع این حرکتهای سیاسی .فرهنگی اصلاح طلب منجربه شکل گیری نهضت بزرگی برعلیه پاپ گردید.وسرانجام به رنسانس منتهی شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 10:46  توسط انی عبدالله و ربی غفار ذنوب  | 

نگاهی گذرابه بحث ولایت فقیه 2

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

وقال الملک الثتونی به فلما جاء الرسول قال ارجع الی ربک فسئله مابال النسوه التی قطعن ایدیهن ان ربی بکیدهن علیهم(50)

شاه گفت زوداورانزد من بیاوریدچون فرستاده شاه نزدیوسف آمدیوسف به اوگفت بازگردوشاه راازمن بپرس چه شد که زنان مصری همه دست خود بریدند آری خدابه مکر آنان (وبیگناهی من) آگاهست. سوره مبارکه یوسف

 

بعد از مقدمه ای که خدمت دوستان ارض کردم میرسیم به این مسئله که اصلالتا بحث پیرامون ولایت فقیه مهم وضروری است یا خیر؟؟؟

ولایت فقیه بحثی مهم وضروری.

توکشوری زندگی می کنیم که سه دهه ازعمرش می گذره وبه بهای خون های پاک {تاکید دارم براین خونهای پاک!} هزاران انسان شریف وفداکار بدست آمده.لذا اسلامی بودن نظام ویژگی اصلی وممتاز آن است.کهبرای برپایی عوامل بسیاری بوده ولی اصلی ترین آن پایبندی وعلاقه به اسلام است.وبقای این نظام اسلامی درصورتی امکان پذیرمی شود که این خصلت (اسلامی بودن)همچنان محفوظ بماند.یک نظام (حکومت)هنگامی ویژگی اسلامی خواهد داشت که دردوبعد(قانونگذاری)و(اجرا)مبتنی براصول وارزش های اسلامی باشد.واین خصیصه وقتی باقی می ماندکه مردم جامعه وکسانی که این نظام رامی پذیرند معتقدبه عقاید اسلامی وپای بندی به آن باشند.اگرخدای ناخواسته .زبونم لال تدریجا این ارزشها وعقاید برجامعه فراموش ویامنحرف گردد.رفته رفته پایه های نظام سست خواهدشدوخداوند متعال ضمانتی برای بقای انقلاب ما نداده است!!! البته اسم اسلامی می ماندولی محتوا وحقیقت (هیهات من الذله-نهضت عاشورایی) فراموش می شود. واین تجربه تلخ در صدر اسلام رخ داده است.یعنی بعداز رحلت رسول اکرم می بینیم که درمدتی اندک نظام الهی محمدی وعلوی به اموی وعباسی تبدیل شدوتنها نامی از اسلام باقی ماند و این نکته فراموش نشود که انقلاب پیامبر اکرم وحکومت علی (ع) مصون از آفات نبود!؟!لذا باید عبرت گرفت و از جان ومال و...مایه گذاشت تااین نظام اسلامی مقدس حفظ شود.

سئوال:انحراف از کجاآغاز می شود؟

جواب:درابتدا ازشناخت مردم.یعنی آنجا که بصیرت کم میشود وشناخت صحیح نسبت به مبانی واصول اسلام کم رنگ شده ودستهای شیطنت آمیز (فتنه گر)مشغول به کار شده وافکارنادرست رابه جای اسلام ومعارف واحکام بارنگ اسلامی وبکارگیری شگردها وابزارهای تبلیغاتی از مسیر صحیح منحرف می کنند.

درس:بصیرت وهوشیاری آنتی آفت است.

سئوال:آیا باید دور ذهن ها راحصار کشید؟

جواب.خیر.زیرا هیچ گاه نمی توان حصار دور ذهن کشید مادامی که انسان زنده است شبهات القاء ومطالب انحرافی مطرح می گردد.ودر نتیجه اندیشه های غلط به افکار راه پیدا می کند.

درس:را درست واصولی مبارزه که خود ومردم راازنظر مبانی فکری وشناخت اسلامی آنچنان تقویت کنیم که افکار انحرافی رادرخود راه ندهدوافکارخودرا درافکار انحرافی راه دهد.

جایگاه علمی بحث ولایت فقیه

معنای این که ما مسلمانیم وجامعه ماباید براساس اسلام اداره شوداین است که بایدیک دستگاه حکومتی براساس اسلام اداره شود.پس باید حکومت اسلامی وجود داشته باشدتبعیت یک نظام ازیک سری اصول وعقاید وارزش ها واندیشه های خاص لااقل دردوبعد تجلی می یابد. 1-قانون گذاری 2-حکومت واجرا البته دستگاه قضاء رانیزمی توان در نظرگرفت ولی دواصل بالا اساسی است.باتوجه به این اساس.قوانین نظام براساس ضوابط واصول وارزش های اسلامی باشد.ومتصدی اجرای این قوانین نیز براساس ضوابط واصول وارزش ها قوانین رااجرا کنند.تاکید می کنم که اسلامی بودن یک نظام به هردوی اینها بستگی دارد مانند دم وبازدم.

این دو بحث ونحوه قانون گذاری واجرا خودتابع بحث کلان ودیگری به عنوان (فلسفه سیاسی اسلام)است.که فعلا مدنظر مانیست!

بحث آینده:

پیش فرضهای نظریه ولایت فقیه:

ضرورت حکومت اسلامی-عدم مشروعیت ذاتی یک فرد یاگروه خاص برای حکومت-خداتنها منبع ذاتی مشروعیت-عدم جدایی دین از سیاست وبحث مفصل سکولاریسم

دوستان خیلی تو خواندن مطالب دقت کنند.چون غیر از بحث علمی ومنطقی ولایت.ولایت فقیه و...وخیلی از شبهاتی که منافقین عنوان می کنند را جوابی علمی می یابید مطالبی چون جدایی دین از سیاست.بکارگیری شگردها وتبلیغات برای مبارزه با اسلام با رنگ ولآب اسلامی!و غیره.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 14:48  توسط انی عبدالله و ربی غفار ذنوب  | 

نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه 1

اعوذبالله من شیطان رجیم

واتخذومن دون الله الهه لیکونوالهم عزا(81)کلا سیکفرون بعیادتهم ویکونون علیهم ضدا(82)الم ترانا ارسلنا الشیطین علی الکفرین تزهم ازا(83)فلا تجعل علیهم انمانعدلهم عرا(84)

مشرکان خدای یگانه راترک گفته وخدایان باطل رابرای عزت واحترام برگرفتند(81)چنین نیست بلکه به زودی از پرستش آن خدایان باطل روی بگردانندوبه خصومت آنها برخیزند(82)آیا ندیدی که ماشیاطین رابرسر کافران فرستادیم تاسخت آنهارا آزار کنند؟(83)پس توای رسول درکار آنها تعجیل مکن که ما حساب روز وساعت آنان راکاملا درنظر داریم(84)                       سوره مبارکه مریم

 

نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه:

با عنایت آقا صاحب زمان مسئله ولایت فقیه رو درنظر دارم در حدود 20 پست یا بیشتر خدمتتون ارض کنم البته خیلی کمه ولی همانوری که میبینید نگاهی گذرا است نه بیشتر.اون دسته از دوستانی که بی غرض وبا دلی صاف(عاری از کینه) مطلبی درست فهم نشد یا جای سئوالی پیش آمد بفرمایند تا ارض کنم.

در ابتدا قبل از مقدمه وشروع بحث شیرین ولایت فقیه نمودار بحث هارو تا چند پست آینده ترسیم می کنم تا قشنگ دوزاریها بیفته و به قول بچه ها لامپتون روشن بشه.

 - ضرورت بحث ومهم بودن بحث وپیش فرضهای ولایت فقیه

 

•ضرورت بحث ومهم بودن بحث وپیش فرضهای ولایت فقیه
                 ۱- اهمیت وضرورت بحث ولایت فقیه
                 ۲- جایگاه علمی بحث ولایت فقیه
                 ۳-  پیش فرض های نظریه ولایت فقیه
                                                        ۱- ضرورت حکومت
                                                        ۲- عدم مشروعیت ذاتی یک فرد یا گروه خاص برای حکومت
                                                        ۳- تنها منبع ذاتی مشروعیت
                                                        ۴- عدم جدایی دین از سیاست

                                                       

مقدمه :

اگر ملاک انصاف باشه میتوان (نظریه ولایت فقیه)را محوری ترین ومهم ترین پایه واساس نظام سیاسی اسلام درعصر غیبت امام زمان (ع) دانست{دوستانی که امام زمان راقبول ندارند فعلا صبر کنند تا بحث نوبت اونها بشه ما خواستیم بحث از ولی.ولایت.ولی امر.امر و ... شروع بشه ولی طرف بحث رفت .پس بحث ما مربوط به بعد از غیبت کبری میشود لطفا قبلش تشریف نبرید تا بعد.!} نظریه ای که درآخرین سالهای قرن ۲۰ عملا کارایی وصلاحیت دین رادر اداره امورجامعه برهمگان آشکار ساخت وبنیان گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی باتکیه براین اندیشه توانست علی رغم میل باطنی وظاهری همه استعمارگران دنیا.نظام حکومت اسلامی راایجاد وآن رااداره کند.                                             این درحالی است که از حدودا اواخر قرن ۱۶ میلادی به این طرف در مغرب زمین فکر و اندیشه جدایی دین ازسیاست وپاسخ گو نبودن دین دررفع مشکلات اجتماعی وعدم توان آن دراداره امورجامعه ازسوی دانشمندان علوم سیاسی ونیز سیاستمداران به شدت خیلی رواج داده شد.و ارباب کلیساهم اون رو پذیرفت.دراین هنگام یک روحانی ومرجع مسلمان دینی توانست با تاسیس یک نظام حکومتی که براصل ارزشها احکام ودریک کلمه اندیشه دینی بناشد دوستان و دشمنان رابه حیرت وادارد.                         امام راحل با تاکیدبه این که (جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم.نه یک کلمه زیاد) و حذف دموکراتیک از نامی که بعضی برای حکومت انقلابی پیشنهاد کرده بودند. خواست علمی  و عملی نشان دهد که نظام جمهوری اسلامی با تکیه و محوریت ولایت فقیه یک نظام دینی منحصر و مستقل ازهمه نظام های رایج شرق وغرب در دنیاست. که علی رغم ادعاهای بدخواهان ومخالفان بخوبی قادر به اداره جامعه می باشد.                                                                                                                               حال نیز بعد از گذشت سه دهه ازپیروزی انقلاب وحاکمیت اسلام ونظام ولایت فقیه محور .درکشور عزیزمان ایران.دشمنان قسم خورده کشور بدرستی دریافته اند رمز استواری.استقلال.عظمت.سربلندی.واقتدار این کشور پای بندی به خیمه اسلام وستونی به عنوان ولایت فقیه است وباترفندهای گوناگون فرهنگی و...(فتنه)سعی در تضعیف وازبین بردن این اعتقاد وشک اندازی وایجادشبه درباورها واصول وارزش های دینی واسلامی مردم جامعه مادارندوبه عنوان مهمترین اهداف راهبردی خود.تضعیف (ولایت فقیه)رانشانه رفته اند ومتاسفانه متاسفانه گروهی از (بهتر بگوییم) دگراندیشان.آگاهانه واز روی علم و یا ناآگاهانه واز روی جهل با اعمال.رفتار.زبان.قلم.سایت.بلاگ و... به این جریان کمک می کنند.!!!                                                                                                   اعتقاد شخص من براین است که در وضعیت کنونی جامعه ما ولایت فقیه عمود خیمه اسلام است و حفظ واستحکام آن مایه حیات ورونق اسلام واحکام وارزش های اسلامی در جامعه است. ازاین رو مطالبی رو در پستها عرض می کنم نه برای کل کل کردن با انسانهایی ترسو ونامرد.ولیک هرچند در دفاع از ولایت جان می گذاریم در میان. خدایا این کوچک عمل رابه بزرگیت قبول کن.                                             درمقاله هایی که خدمتتون قرار میدم سعی میکنم که ضمن رعایت کامل مباحث علمی ازبکارگیری اصطلاحات واستدلالهای فنی وپیچیده پرهیز کنم تامطالب برای همه باهر شرایط سنی وعلمی ورشته ایی و... قابل درک وفهم باشه.وتلاش میکنم ساده.روان و دوستانه باشه البته قبلا هم خدمت بزرگواران گفتم این فقط گذری به بحث عمیق وشیرین ولایت فقیه است.                                                     در در انتهای مقدمه بگم که تمامی مطالب از سخنرانی ها.کتوب. جلسات مذهبی وپای منبر بودن ها گرفته شده وگرنه ما بی سوادیم. برای استاد علامه مطهری علو درجه و استاد علامه مصباح وجوادی آملی وبزرگان دیگر سلامتی وطول عمر و دوری بلا رو از خدای منان مسئلت مینماییم.

در پست بعدی بحث میکنیم راجع به {اهمیت وضرورت بحث ولایت فقیه}

کوتاه از بحث آینده:

یک نظام اجتماعی سیاسی هنگامی بهش نظام اسلامی گفته میشه که در دو بعد (قانونگذاری)و (اجرا) برا اصول وارزش های اسلامی قراربگیره واین وقتی صورت می گیره که مردم جامعه وپذیرندگان نظام معتقد به عقاید اسلامی وپای بند به ارزش های اسلامی ......

بچه ها باتوجه خوندن این مباحث نقاط حساس و حیاتی که دشمن روش وقت وسرمایه میذاره روشن میشه. آفتهای انقلاب و نظام اسلامی هویدا میشه یعنی غیر از جا افتادن علمی مبحث شیرین ولایت فقیه خیلی مطالب دیگه هم روشن میشه.تا پست بعدی...

یاعلی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 2:17  توسط انی عبدالله و ربی غفار ذنوب  | 

علی مع الحق والحق مع علی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

قال ارایت اذاویناالی الصخره فانی نسیت الحوت وما انسانیه الا الشیطان ان اذکر وتخذسبیله فی البحر عجبا(۶۳)سوره مبارکه الکهف

آیا اگر موسی صبر و حلم پیشه خود می کرد از خضر نبی علم لدنی می آموخت؟

سلام علیکم 

حرمتی نشکسته !!!

برد وباخت نداریم. حق رو میخوایم روشن کنیم.درسته؟!؟!؟!

خیلی مهمه. اگه حق برات مهمه ادامه بدم.؟؟؟

وقتش هم می رسه.صبر کن.

سیاست ما-زندگی ما-اقتصاد ما- همه چیز ما ناشی از اعتقاد ماست. اعتقاد درست بشه همه چیز درسته.

بحث اصلا به حاشیه نرفته تازه به اصل رفته.

 

زود جواب دادن یعنی جوابی فاقد تفکر-تحلیل-و... این سئوالاتم رو قشنگ جواب بدید تا برسیم به سئوال شما

نه عصبانیم نه متعصب نه بی حوصله.

از آدمی مثل شما انتظار میرود بروید بخوانید تحقیق کنید وتشریف بیاورید. لطفا جواب سئوالاتم رو

 از روی احادیث و آیات. واضح و روشن و مبنایی و کامل بدین تا ...

1- ولی یعنی چه؟

2- امر در ولی امر یعنی چه؟

3- به چه کسی ولی امر گفته میشود؟

4- آیا غیرمسلمین هم ولی امر دارند؟

5- منظورت از(ما)چه کسانی باچه اعتقاداتی است؟

6- به کدام عنوان؟

7- عنوان یعنی چه؟

8- قبول یعنی چه؟

9- وقتی میگویید قبول نداریم یعنی چه چیزی نداریم؟

10- ودر آخر منظورت از یاحق چیه؟

11- منظورت از حق چیه؟

12- معیارحق چیه؟

13- حق را چگونه باید شناخت؟

14- نقطه مقابل حق چیه؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 18:5  توسط انی عبدالله و ربی غفار ذنوب  | 

اعوذبالله من شیطان رجیم

من کان یریدالحیوه الدنیا وزینتها نوف الیهم اعملهم فیهالا یبخسون(15)اولئک الذین لیس لهم فی الاخره الا الناروحبط ما صنعوا فیها وبطل ما کانوا یعملون(16)

کسانیکه طالب تعیش مادی وزینت وشهوات دنیوی هستند مامزد سعی آنهارادر دنیا کاملا می دهیم وهیچ از اجر اعمالشان کم نخواهدشد(15)ولی هم اینان هستند که دیگر در آخرت نصیبی جز آتش دوزخ ندارندوهمه افکار واعمالشان درراه دنیا پس از مرگ ضایع وباطل می گردد(16)                                                                                         سوره مبارکه هود

 

عجب؟؟؟

مگه کامنت شمارو میشه دستکاری کرد؟؟؟حالا یه اشتباه کردی بگو اشتباه کردم. اون رو هم میندازی گردن من؟؟؟ اینه انصاف مناظره؟؟؟ اینه اون فهم وشعوره که ازش دم میزدید دارید؟؟؟ من آدمی نیستم که یه چیزو چماق کنم بزنم تو سر طرف مقابل.من یه دانشجوی بیکار هم نیستم.من کاسبم توجه کردین!!!اگه دارم بحث میکنم برای اینکه اگه از روی لجاجت و حرص وبخل نبودین حق براتون روشن بشه. اشتباهت هم همینه...ما داریم مباحثه میکنیم نه مناظره .گر چه شما داری مبارزه میکنی!؟!؟!؟من سر بحثمون میتونستم برم 100 نفر بلاگهای مختلف بگم بیان جوابامونو بخونن ولی این کارو نکردم که خدای نکرده اشتباهاتون به رختون کشیده نشه .حالا آیه گذاشتی گفتی حدیثه.بیا بگو اشتباه کردم که بزرگیه روحت ثابت بشه. بگذریم. من امروز نرسیدم برم بازار.اشکال نداره سنگ مفت گنجشک مفت.شاید حق برای یک انسان  بیش وکم روشن بشه.اگه میخوای کل کل کنی به جای بحث ....؟!؟!؟!

حالا وقت ایراد گرفتن از جواباتون نیست در آخر می رسیم به نقد همه میرسیم.معلومه تنهایی جواب ندادین تناقض خیلی فاحشه.حالا در آخر به اونها میرسیم.سئوالاتی هم که جواب ندادین رو میزارم رو حساب ندانستن.یک نکته(مگه من وقت تعیین کردم که خواستی زود جواب بدین)میزاشتی دیرتر جواب بدی عوضش پخته و کامل باشه.با اساتیدتون هم مشورت میکردی نه با هم کلاسیات.حالا به تمام اینها در انتهای بحثمون میرسیم.

اساس بحث ما اعتقادی –مذهبیه.

یعنی چی ؟انتظار این حرف رو نداشتم شمارو دارای کمی معلومات و مطالعه میدیدم.؟!؟!؟

اصل بحث ما اعتقادیه.شما فقط سر قضیه اون آقا چند بار به من گفتین اعتقاد داری؟؟؟ اگه خواستی مطالعه هم بکنی برو.چند روز دیگه بیا مشکلی نیست.  بحث ولایت بحثه اقتصادیه؟ باز هم میگم  جواب سئوالاتم رو بدین .صدام جنگ شروع نشده بود هم میگفت سه روز دیگه تهرانیم.نتیجه  بحثمون رو بذارید انشالله روشن میشه. برد وباخت مهم نیست روشن شدن حق مهمه.وقتی با این فکری که حتما به هر نحو ببری یعنی ما بگیم ماست سفیده شما میخوای بگی نه سیاهه. بله؟ شما داری در حاشیه عمل میکنی.

اگه فکر میکنی تا الان بحث فرهنگی و اقتصادی میکردی اشتباهه از اول که آیه قرآن خواندید تا الان اساس بحث اعتقادیه

پس حالا که معلوم شد بحث اعتقادیه از روی احادیث و آیات.جوابی واضح و روشن و مبنایی و کامل بدین تا ...

1- ولی یعنی چه؟

2- امر در ولی امر یعنی چه؟

3- به چه کسی ولی امر گفته میشود؟

4- آیا غیرمسلمین هم ولی امر دارند؟

5- منظورت از(ما)چه کسانی باچه اعتقاداتی است؟

6- به کدام عنوان؟

7- عنوان یعنی چه؟

8- قبول یعنی چه؟

9- وقتی میگویید قبول نداریم یعنی چه چیزی نداریم؟

10- ودر آخر منظورت از یاحق چیه؟

11- منظورت از حق چیه؟

12- معیارحق چیه؟

13- حق را چگونه باید شناخت؟

14- نقطه مقابل حق چیه؟

 

به قول خودتون open book هست.فکرکنم دانشجوی رشته های انسانی هم باشی لطفا از اساتیدت کمک بگیر نه دوستانت.ممنون.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 13:7  توسط انی عبدالله و ربی غفار ذنوب  | 

خطاب به آقایم...

بسم الله الرحمن الرحیم.

آقاجان اگر هندونه رو بردارم ۵ قاچ کنم

بگی قاچه اول حلال.

قاچه دوم حرام.

قاچه سوم مستحب.

قاچه چهارم مکروه.

قاچه پنجم مباهه.

چرا نمی گم.سمعا وطاعتا.                  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 13:2  توسط انی عبدالله و ربی غفار ذنوب  | 

علی مع الحق والحق مع علی

اعوذ بالله من الشیطان رجیم

یحلفون بالله لکم لیرضوکم والله ورسوله احق ان یرضوه ان کانوامومنین(۶۲)الم یعلموانه من یحاد الله ورسوله فان له نار جهنم خلدا فیها ذلک الخزی العظیم(۶۳)یحذرالمنفقون ان تنزل علیهم

برای اغفال وخشنود کردن شما مومنان به نام خدا سوگند می خوردنددرصورتی که اگر ایمان داشتند سزاوارتر این بود که خدا ورسول راازخود خشنود کنند(۶۲)آیا نمی دانند که هرکس باخدا ورسولش به عدوات برخیزد از قهر خداآتش دوزخ کیفر دائمی اوست واین به حقیقت ذلت وخواری بزرگ است(۶۳)منافقان از آن روزی بترسند که خدا...

 

این نوشتهای (انتقاد) آقای فریاد به پست قبلی هست:

سلام دوست من.
ممنون از پاسخ هات.
1_خوداگاه:شناخت موجودیت برای فرد.تااینجا که مشکلی نیست؟خوب حالا من می خوام شما بگید اگاه به چه معنیه؟اگاهی یعنی بینش و تدبر در بینش.و تدبر یعنی اندیشیدن.و اندیشیدن یعنی عقلانیت.و عقلانیت یعنی مسیر رسیدن به دانستن.و دانستن یعنی علم.
روشنه؟ببین دوست من مادو بحث داریم.که فقط یکیش معنای لغوی ایات قرانه.و یکیش تفسیره.شما می تونید تفسیر این ایه رو مطالعه کنی و بعد بامعرفی تفسیرت اگر باتفسیر من مغایرتی داشت سراین مسئله صحبت می کنیم.
2_خوشحالم که اینو می شنوم.
3_بازهم اشتباه کردید.خشیت و "رعب و رهب"دو کلمه ی جدان.رعب و رهب عکس العمل انسان در برابر زور و زشتی و و خطره.اما خشیت احساس خواری و حقارت و لرزه ای است که زمانی به انسان دست می ده که در برابر زیبایی و عظمت و شکوه مطلق قرار گرفته باشه.
این بر می گرده به همون بحث"جاه طلبی" و "کبر" برخی انسان ها.حالا دیگه شما که ماشالله تفسیرت خوبه خودت منظور رو دریاب.
شما از اونایی هستی که سرو ته یه ایه رو میزنن و بعد ترجمه اش می کنند.مومن خدا انسان اگر عالم و دانا باشه در مقابل خدا خاشع!بنده ی جایگاه و صندلی نیست.ترس از خدا داره به خاطر عظمت خدا.خودش رو مقام خلیفه الله نمی بخشه بااین همه ظلم و کفر.
4_در پناه حق موفق باشی.
5_خوب بازهم شما ترجمه لغوی کردی.من نمی دونم اینا رو صاف از تو لغت نامه پیدا کردین؟
ولایت:یعنی اداره ی کشور و اجرای قوانین شرع مقدس.یک وظیفه سنگین.بدون ایجاد شان و مقام و"جایگاه"غیر عادی برای یک انسان.و در ولایت شخص معینی نیست.روی عنوان"عالم عادل"است.(ولایت فقیه امام خمینی-صفحه40)
رهبر:پشوای یک گروه هم ارزش به شرط پذیرش اکثریت افراد ان گروه(نوسازی جامعه از دیدگاه امام)
لباس پیامبر:لباسی که نبی بزرگوار اسلام به تن می کردند.به عبارتی عبا.لباسی که عرف شخصیت های مذهبی است و نماد اسلامیت.
عاشورا:اگر امثال شما همچین تعریفی از عاشورا نداشتن هرگز به جایی نمی رسیدن که بخوان به این سبک ابراز عقیده کنند.
شهادت ولایت رجعت حق به سوی حق برای حق.عاشورا نماد نیست که مثل سالگرد فوت ازش یاد می کنید.عاشورا عقلانیت.دفاع از مکتب.وحدت.و عدالت.که به شهادت و بازگشت امام حسین به حق ختم میشه.
نهج البلاغه:طرحی از زندگی قرانی برای قران ناطق.ولایت و عدالت علی.
اسلام:دین خدا.بدون نقطه ای برای شروع.و بدون نقطه ای برای پایان.اونی که شما میگی مذهب اسلامه.یعنی اسلام عینی.اسلام کامل.مسیر خدا.مسیری برای همه ی انسان ها در همه ی عصرها.و اصولی لامتغیر.و احکام استفتاعی.
6_برادر من.اگر شما موزه ی عبرت تو خیابون امام خمینی با500 تومان دیدی من همه ی زندگیم موزه ی عبرت دیدم به بهای عمر خودم.و نسل های قبلم.
وقتی فقط اسم شهید شنیدی هیچوقت حرفی ازش نزن.وقتی شور شهید و جانباز بایه عطر و سکانس و موسیقی افتاد تو جونت هیچوقت حرف از شهید نزن.
مایی که 30 سال خون دل شهیدش رو می خوره و بازهم خون میده شما نیستی.و اونهایی هم که دم ازش می زنن نیستن.
هروقت فرزند شهید شدی.هروقت فرزند جانباز شدی.هروقت برادر شهید شدی.هروقت پدر شهید شدی اونوقت اسم شهید رو بیار چون این اسم خیلی بزرگه.
شهید پلاک توی گردن و چفیه و یه جفت پوتین نیست.شهید ادمیته حتی برای کسایی که میدونی ادم نیستن.ادم زندگی کردن برای کسایی که میدونی حتی ادم نمی میرن.
برادرزاده ی اقای موسوی یه ادم بود.تو هیچ وقت در شان و جایگاهی نیستی که اینو نقض کنی.نه تو نه هیچ کس دیگه.اگر این كارو بکنی مشرک به خدایی.ادم بود و در راه ادمیتش کشته شد.راه ادمیت یعنی راه حق.کشته ی راه حق شهیده.رساله می خونی؟
7_امیدوارم.
۸_اینکه شما نبینید بااین که نخواید ببینید خیلی فرق داره.البته شما تو وب من چیزی نگفتی.جهاد فی سبیل الله حکم داره.شما که اسمشو میدونی حکمش رو هم بخون بعد صحبت می کنیم.اما جهاد به امر ولی مسلمین فقط در جهاد ابتدایی وجود داره.درسته؟
جهاد دفاعی وجهاد با مشرکان "دین نما"نیازی به امر ولی مسلمین ندارد.و درضمن شخصی رو که شما بهش می گید ولی امر مسلمین مابه این عنوان قبول نداریم.
__گفتید سوال.فقط یک سوال.مستند به من اثبات کنید اقای خامنه ای ولی فقیه است.باتعریف کامل ولایت فقیه.
سوال سختی که نیست؟!!
9_سعی می کنم از این به بعد عللی بیارم که شما متوجه بشید.
"و من کان فی هذه اعمی فهو فی الاخره اعمی و اضل سبیلا""هرکه در اینجا در زندگی این جهانی در زمان و جامعه خویش نابینا و ناخوداگاه است در اخرت نیز نابینا و نااگاه است و گمراه تر."(رسول اکرم ص)
10_یاحق
**************************************************************
من از نوشتتون اونجایی رو که جای سئوال بوده قرمز میکنم.
۱-بینش یعنی چه؟تدبر یعنی چه؟ تدبر در بینش یعنی چه؟؟؟
۲-علم مقدم است یاعقل؟
۳-من که هنوز چیزی نگفتم میگویید اشتباه کردبد چه رسذ(بازهم)!!!البته باتعریفیکه خودتان ازشعورکردید ومن را۲۰٪دارای آن دانستیدقبل از آن که حرف طرف رابشنوید میگویید اشتباه کردی؟! جهت اطلاع می گویم:انسان زمانی میگوید اشتباه کردیدکه نظرطرف مقابل رادرک کرده باشد.
۴- (این بر می گرده به همون بحث"جاه طلبی" و "کبر")چطور برمی گردد؟
۵-(اسلام:دین خدا.بدون نقطه ای برای شروع.)حتی قبل از حضرت آدم؟ حتی بعد ازاینکه همه ازاین دنیارفتندوقیامت شد؟
۶-مگر آن آقادر عرض خدای متعال است که اگر نفی کردایش مشرک به خدا شویم؟!؟!
۷-سئوال:
راه آدمیت یعنی راه حق؟ یاراه حق راه آدمیت است؟
آدم کیست؟
آدمیت چیست؟
چطوری میشود آدم شد؟
۸- آقای فریاد جهاد ابتدایی فقط به دستور امام معصوم یانایب خاص اوست. رساله که میخونی؟!؟!؟
۹-لطفا این واژه ها راباکمک از آیات وروایات معنی لغوی-اصطلاحی بفرمایید:(چون شعورتون ظاهرا اینطور که خودتون می فرمایید بالاست گفتم)
-ولی یعنی چه؟
-امر در ولی امر یعنی چه؟
-به چه کسی ولی امر گفته میشود؟
-آیا غیرمسلمین هم ولی امر دارند؟
-منظورت از(ما)چه کسانی باچه اعتقاداتی است؟
-به کدام عنوان؟
-عنوان یعنی چه؟
-قبول یعنی چه؟
-وقتی میگویید قبول نداریم یعنی چه چیزی نداریم؟
۱۰-این که آیه قرآن هست نه حدیث پیامبر؟!؟!؟!؟! آقای ۲۲۰٪ فهم(آیات آدمیت وعقلانیت)
۱۱-ودر آخر منظورت از یاحق چیه؟
۱۲-منظورت از حق چیه؟
۱۳-معیارحق چیه؟
۱۴-حق را چگونه باید شناخت؟
۱۵-نقطه مقابل حق چیه؟
 
*********************
جواب اینارو که دادی از جوابات به سئوالات خودت هم میرسی.
 
ومن الله توفیق
 
 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 0:26  توسط انی عبدالله و ربی غفار ذنوب  | 

علی مع الحق والحق مع علی

واز اصناف مردم واجناس جنبندگان وحیوانات نیز به رنگهای مختلف آفرید همین گونه بندگان هم مختلفند واز میان اصناف بندگان تنها مردمان عالم ودانا مطیع وخداترسند والبته خدا عزیر وتوانا وبخشنده گناهانست(۲۸) سوره مبارکه فاطر

نقد یکی از دوستان به مطالب پست قبلی :

"انما يخشي الله من عباده العلما"ايه 28سوره فاطر.
ميدوني يعني چي؟
بذار من برات معني كنم."از بين بنده هاي من هركه خوداگاه تر است خشيت دارد"
من معني كردم ولي بازم ميدونم كه امكان فهميدن شما بين 10 تا20 درصد بيشتر نيست.
خشيت مال شعور است.مال اگاهي است.ان انساني كه دامنه ي ديدش به اندازه اي وسيع است كه مي تواند قله را بفهمد و "حقارت" خودش را بفهمد.حيوانات نمي توانند در نظام هستي خشيت داشته باشند.زيرا عظمت را نمي فهمند و حقارت گستره ي ديد خود را درك نمي كنند.
شما نه تند راه ميري نه كند.اصلا راه نميري.درجا ميزني.
فقط محض اطلاع.ميشه واژه هاي : "ولايت"."رهبري"."لباس پيامبر"."عاشورا"."نهج البلاغه".و "اسلام"رو براي من معني كني؟
بعد منظورت رو هم از اين"ما"يي كه شهيد دادن روشن كن.كلا وقتي مطلب مي نويسي كلمات قشنگ به كار نبر.درست حرف بزن كه مخاطب تو زحمت نيفته واسه اين همه نوشته بي مغز.
اه راستي.تو يه وبلاگي ديدم كه گفته بودي حاضري بادليل و منطق بحث كني و جواباي قانع كننده اي هم داري.جوابات اينا بود؟
يه لطفي كن از اين به بعد با اين حرفها وقت مردم رو نگير برادر من.
ياحق.

سلام این نظر یکی از دوستان بود.

قبل از شروع باید خدمت آقا فریاد عرض کنم که ممنونم که وقت گذاشتن و مطلب رو خوندن و نقد کردن.

من از ابتدای پیامی که لطف کردین و گذاشتین نکته به نکته شروع می کنم تا انتها.

در ابتدا معنی این است واز میان اصناف بندگان تنها مردمان عالم ودانا مطیع وخداترسند

۱-شما گفتین مردم خودآگاه در صورتی که قرآن فرموده: مردمان عالم و دانا

خودآگاه:آگاهی به خود -آگاهی شخص نسبت به وجودش-خودشناسی

عالم :که علم دارد که خدای متعال الوهیت خودرابه شهود اورسانده ولی احوال بر او ظاهر نشده است.

دانا:که چیزی میداند.بلداست.دودانا چونکه باهم یارباشند همیشه محرم اسرارباشند.که کسب دانش کرده.باسواد.دانشمند.

این اولین ایراد.معانی اون رو هم خدمت دوستان عرض کردم تاخودشون فرق الفاظ رو ببینند.

۲-شما در ادامه به فهم من ایراد گرفتید(ولي بازم ميدونم كه امكان فهميدن شما بين 10 تا20 درصد بيشتر نيست.) ممنون برادر.سعی میکنم فهمم رو با توکل و کمک دوستانه خوبی مثل شما زیاد کنم.

۳-در ادامه خود تفسیری از خشیت(خداترسی) فرمودید.تا حدکمی درست ولی به مقاله پست قبلی من چه ارتباط دارد.؟ من درمورد جاه طلبی و نامردی بعضی صحبت کردم . اتفاقا از خدا هم نمی ترسند. به خوب آیه ایی اشاره کردی. پس

من تند میروم یا آنها که از خدا نمی ترسند و با ولی خدا دشمنی میکنند وبه گفته قرآن کریم(سوره فاطرآیه ۲۸) عالم ودانا نیستند.؟؟؟

۴-شما در ادامه فرمودید که (شما نه تند راه ميري نه كند.اصلا راه نميري.درجا ميزني.). بازهم ممنون امشب حتما فکر میکنم و باتوکل به خدا با عزمی بیش از قبل حرکت کنم. دوستان دعا کنند. مدد ز غیر تو ننگ است یاعلی مدد

۵-واژه های رو که فرمودین رو براتون معنی میکنم.(فقط محض اطلاع.ميشه واژه هاي : "ولايت"."رهبري"."لباس پيامبر"."عاشورا"."نهج البلاغه".و "اسلام"رو براي من معني كني؟)

-ولایت:حکومت.مقام ولی که پس از نبی (نبوت)قرار دارد.

-رهبر:هدایت گر دیگری یا دیگراه .راه بر

-لباس پیامبر: لباسی نبی بزرگوار اسلام تن می کردند.

-عاشورا:روز دهم ماه محرم که حضرت سیدالشهدا را مظلومانه به شهادت رساندند.

-نهج البلاغه: راه آشکارو روشن.مجموعه خطبات و کلمات و احادیث حضرت امیرالمومنین (ع)

-اسلام:دین مبین وروشنی که حدود ۱۴ قرن پیش با بعثت پیامبر اکرم در مکه پابه عرصه وجود گذاشت.

۶-در ادامه ایشون فرمودند(بعد منظورت رو هم از اين"ما"يي كه شهيد دادن روشن كن) منظورم همانهایی هستند که

از سال ۴۲ تا ۵۷ شهید شدند.(موزه عبرت رو در میدان امام خمینی تشریف ببرید بلیطش ۵۰۰ تک تمونه)

بعد از سال ۵۷تا۵۹ تو کردستان وگیلنغرب و.. شهید شدند.

بعد از سال ۵۹ تا ۶۷ تو جبههای جنوب.

بعداز سال ۶۷ تا امروز.

من یک بار هم خدمتتون عرض کردم.بردار زاده آقای موسوی در راه کدام اسلام و کدام ولایت شهید شدند که شما فرمودید؟؟؟

۷-ودر ادامه نقدی کرده بودین به طرز نوشتارم(كلا وقتي مطلب مي نويسي كلمات قشنگ به كار نبر.درست حرف بزن كه مخاطب تو زحمت نيفته واسه اين همه نوشته بي مغز.)من که فکر نمی کردم کلماتی که بکار میبرم قشنگه.ولی چشم هم درست حرف میزنم که مخاطب توزحمت نیفته.نکته ادب خوبی بود. نوشته هامم سعی میکنم پرمحتوا کنم.

۸-در ادامه فرمودین(اه راستي.تو يه وبلاگي ديدم كه گفته بودي حاضري بادليل و منطق بحث كني و جواباي قانع كننده اي هم داري.جوابات اينا بود؟)ما که سئوالی از فتنه بعد انتخابات دریافت نکردیم و رد مطالبی هم که گذاشتم ندیدم.و در ضمن تو بلاگ خودتون گفتم این مطلبو. که یه جنبشی خود زنی کرده(خواهر زاده آقای موسوی) که بهونه برای ختم و ۷ و ۴۰ و سالگرد داشته باشه در درجه اول و بهونه ایی برای اعتراض جدید.وبهونه ایی برای بوغهای تبلیغی و بهونه ایی برای بردن آبروی اسلام.وبهونه ایی برای ....   حالا کی گفته ایشون شهید هستند؟ ایشون مگه برای جهاد فی سبیل الله به امر ولی مسلمین کشته شده که شهید نام گرفته؟؟

۹-در ادامه هم فرمودین(يه لطفي كن از اين به بعد با اين حرفها وقت مردم رو نگير برادر من.)شما یه کاری کن با مطالعه و علت نقد کن از مقالاتم.ممنون میشم.

۱۰- ودر آخر گفتین (یاحق). حق آخروعاقبت جفتمونو ختم به خیر کنه انشالله.

ومن الله توفیق تهجد وتعبد وترک المعصیه

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 22:58  توسط انی عبدالله و ربی غفار ذنوب  | 

دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد.

بسم الله الرحمن الرحیم

وآن ستمکاران بزرگ ترین مکر و مهمترین سیاست خویش رابه کار بردند ولی چه سود که پیش قدرت وتقدیر خدامکر وفکر آنها هیچ است هرچند به مکر وسیاست خودکوهها راازجای برکنند.(۴۶) پس هرگز مپندار که خدا وعده رسولانش راخلاف کند که البته خدابرهر کار مقتدراست وازستمکاران انتقام خواهد کشید(۴۷)                              *سوره مبارکه ابراهیم*

-------------------

عزیزی به من فرمودند که خیلی تند میرم؟!؟! من تند میرم؟

من تند میرم یا اونهایی که با اسم ما پیرو امام امتیم پرچم امام حسین رو آتش زدند؟

من تند میرم یا اونهایی که با لباس پیغمبری که تنشونه عکس ولی خدا رو پاره کردند؟

من تند میرم یا اونهایی که سربازان BBC شدند؟

من دارم تند میرم یا انهایی که میگن ما پیرو خط امامیم و بعد مرگ براصل ولایت فقیه می گویند؟

من دارم تند میروم یا کسانی که تبل دسته عزاداری را پاره پرچمش را آتش و زنجیر زنانش را کتک میزنند؟

من تند میرم یا اونهای که یادشون رفت ما جوانهامونو دادیم تا اسلام زنده بمونه؟

من تند میرم یا اونهایی که ۲۰ سال پیش کسی حجابش بد بود تو خیابانها میزدنش بعد حالا اومدند میگن حجاب خلاف پیشرفت است؟

من تند میرم یا اونهایی که با گرفتن ایرباس و بوئینگ از امریکا داشتن انرژی هسته ایی رو تعطیل میکردند؟

من تند میرم یا اونهایی که با لباس پیامبر (به عنوان رئیس جمهور یه مملکت اسلامی)تو ایتالیا به خانمها دست دادند؟

من دارم تند میرم یا آقا زادهها وپدرنشان که وقتی دیدند از ردهاشون اخراج شدند میخواستند انقلاب مخملی کنند؟

من دارم تند میرم یا کسی که همه میدانند ۳۰۰ میلیون از ... رشوه گرفته وباز دم از حق میزند؟

من دارم تند میرم یا اونهایی که آبروی جمهوری اسلامی رو با استفاده از سکوهای تبلیغاتی غرب بردند؟

من دارم تند میرم یا اونهایی که وقتی اسلام به خمس و زکات وجهاد و... میرسه میشن دشمن اسلام؟

من دارم تند میرم یا اونهایی که از اسلام بویی نبردند؟

من دارم تند میرم یا اونهایی که وقتی جوانهاشون جبه ها بودند جوانهاشون امریکا وانگلیس درس میخواندند.

من دارم تند میرم یا اونهایی که میدوند رهبر نائب امام زمانه و میدنند امر رهبر امر امام زمانه ولی باز هوای نفسشان بر آنها سوار است؟

من دارم تند میروم یا آنها که با پول خوراک اسبهایشان میشود (روزی ۱۰۰ کیلو هندوانه) میشود ۱۰۰ انسان گشنه را سیر کرد وجالب بعد دم از حمایت از محرومان میزنند.؟

من دارم تند میرم یا آنها که در همه جای ایران ویلاها وقصرها دارند و مافیای زمین وملک هستند و قیمتها را برای له شدن عده ای و رفتن آبروی اسلام بالا میبرند و دم از گرانی ملک میزنند؟

من اصلا من نیستم.

من راه نمی روم که تند باشد یا کند!

من پشت ولایتم. نه از او جلو میزنم نه عقب میافتم. امر امر ولی خداست.

انشاالله خدا عاقبتمان را مثل پدران کسانی کند که برای آبروی اسلام جان دهند. به امر ولایت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 23:1  توسط انی عبدالله و ربی غفار ذنوب  | 

چرا؟؟؟

چرا آمریکا و انگلیس و اسرائیل از سران فتنه حمایت مالی و تبلیغاتی می کنند؟

چرا آمریکا با تمام جنایتها و رژیم صهیونیستی با تمام  جنایتها از سران فتنه حمایت می کنند؟

در تمام عالم اگر جایی ذخائر نفت-گاز-و ... (خشخاش-مار جوانا و...) آمریکا در آنجا مشغول کشت وکشتار است. با تمام این وجود از آزادی و حق شهروندی در ایران حرف می زند؟؟؟؟

آیا آمریکا به دنبال پیشرفت ایرانیان است؟

آیا آمریکا دوست مسلمانان است؟

و ۱۰۰۰ چرای دیگر؟؟؟

آیا ما اگر مستعمره روسها یا آمریکایها یا ... نشویم میمیریم؟؟؟

و هزار آیای دیگر؟؟؟

چرا سران فتنه به دنبال خوشنودی دشمنان مظلومان جهان .مسلمانان جهان.و ایران هستند؟؟؟

مگر عقب افتادگی ما در درجه اول به خاطر قاجار وپهلوی ودر درجه دوم به خاطر انگلیس نبوده است؟؟؟

آیا انگلیسها عاشق ما ایرانی ها هستند؟؟؟

*******

چرا از هیچ ده . روستا  . پایین شهر  . حاشیه شهر  . کسی که خوندر راه انقلاب داده کسی که جوان داده و کسی که جانباز اسیر و.... به حمایت از سران فتنه برنخواست؟؟؟

چرا فقیران نمی گویند مرگ بر اصل ولایت؟؟؟

چرا مومنین نمی گویند مرگ بر اصل ولایت؟؟؟

چرا خانواده شهدا و جانبازان  نمی گویند مرگ بر اصل ولایت؟؟؟

چرا تعدادی اهالی بالای شهر به فکر فقیران افتاده اند وفتنه می کنند؟؟؟ همانها که نه خمس می دهند نه ذکات؟!؟! همانها که تمام ادارات را با دادن رشوه خراب کردند؟!؟! همانها که پای فرهنگ غرب و فساد را به فرهنگ اصیل ایرانی باز کردند؟!؟! همانها که به همه امل می گویند و اصالت ترکی ولری و عربی و گیلکی و... همه را به تمسخر میگیرند؟؟؟ همانها که چندش آور است صحبت با یک کارگر ولی لبان سگشان را می بوسند!!! همانها که در روز قدس که همه با لبان روزه می گفتند مرگ بر ضد ولایت فقیه.سیگار کشان وآب خوران میگفتند نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران؟؟؟

کدام جانتان فدای ایران؟؟؟ شماها که هنگام جنگ سوراخ موش می خریدن.یا تو ویلاهای شمال بودین یا اوپا یا امریکا. نکند شما ها امت حزب الله بودین؟؟؟وجانتان رابرای ایران دادین؟؟؟

چرا؟؟؟ واقعا چرا؟؟؟

حال چه شده است سران فتنه؟ با کفار دست بیعت می دهید!!! دم از امام میزنید و مرگ بر او می گویید دم از حق می زنید و در روز عاشورا پرچم حق را آتش میزنید. آیا شباهتهایتان با مردم کوفه نزدیک نیست؟؟؟ آیا شما کسانی نبودید که بیت المال شد بیت الحال؟؟؟ ماشینهایتان شد بنزهای ضدگلوله ؟؟؟ خانه هایتان قصرهای بزرگ؟؟؟ طرفدارانتان نمی دانند درد شما چیست؟؟؟ درد شما و استخوان گلویتان رفاه است رفاه وتجمل.

آیا؟

ادامه دارد....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 0:34  توسط انی عبدالله و ربی غفار ذنوب  |